در روایتهای رسمی، مهاجرت معمولاً بهعنوان «رفتن» تعریف میشود؛ خروج از شهر، ترک خانه، دلکندن از ریشه. اما در یزد، پدیدهای آرامتر و پیچیدهتر در حال وقوع است: نسلی که نرفت، اما ماندنش هم به ساختن نینجامید. نسلی که نه مهاجر شد و نه مستقر؛ معلق میان امید و اجبار، میان ماندن و ناتوانی از […]